در روزهای اخیر، خاورمیانه بار دیگر در آتش تنشهای امنیتی و تحرکات نظامی میسوزد. اظهارات مایک هاکابی، سفیر ایالات متحده در اسرائیل، در مورد «حق ادعایی اسرائیل برای سیطره بر منطقه»، موجب بروز تحلیلهای گستردهای شده است.
این اظهارات، که از سوی برخی تحلیلگران ادامه رویکردهای قدیمی واشنگتن به شمار میرود، به وضوح معادلات سیاسی و امنیتی خاورمیانه را تحت تاثیر قرار داده است.
هاکابی در سخنانی بیپرده، از آنچه «حق تاریخی اسرائیل» مینامید، سخن گفت. این تعبیر برای بسیاری از ناظران یادآور ایدئولوژیهای حامی طرح «اسرائیل بزرگ» بود.این اظهارات در حالی مطرح شد که منطقه با تحولات متعددی مواجه است: افزایش تنشهای مرزی در شمال سرزمینهای اشغالی، تحرکات نظامی آمریکا در آبهای خلیج فارس و تغییر آرایش نیروهای فرامنطقهای.
طرح «اسرائیل بزرگ» که سالهاست در ادبیات برخی جریانهای ایدئولوژیک مطرح میشود، قلمرو آن را از نیل تا فرات در نظر میگیرد. این ایده، در گفتمان راستگرایان افراطی به شدت مورد توجه قرار دارد.
منتقدان بر این باورند که حتی اگر اشغال مستقیم این سرزمینها ممکن نباشد، اشکال مدرنتری از نفوذ جایگزین آن شده است. نفوذ امنیتی، مهندسی سیاسی، تأثیرگذاری اقتصادی و بهرهگیری از جنگهای نیابتی، همگی نمونههایی از این نفوذ هستند.سکوت واشنگتن در برابر این اظهارات نیز موضوعی حساسیتزا بوده است. تا لحظه انتشار این گزارش، کاخ سفید هیچ موضع رسمی روشنی در رد یا تعدیل سخنان سفیر خود ارائه نکرده است.
ایران به عنوان بازیگر کلیدی در موازنه منطقهای، همواره در تحلیلهای استراتژیک مطرح بوده است. تهران با شبکهای از متحدان منطقهای پیوند دارد و در برابر اشغالگری رژیم اسرائیل، موضعی قاطع اتخاذ کرده است.
کارشناسان بر این باورند که هرگونه پروژه گسترده بازآرایی در خاورمیانه، با وجود قدرت ایران، ممکن نیست.چین و روسیه نیز در سالهای اخیر همکاریهای خود با ایران را گسترش دادهاند. این همگرایی، هرگونه درگیری احتمالی را به رقابتی چندقطبی تبدیل میکند.
در هفتههای اخیر، گزارشهایی از افزایش آمادهباش امنیتی در رژیم اسرائیل و تحرکات در مرزهای شمالی منتشر شده است. همزمان، آمریکا نیز بخشی از نیروهای خود را در منطقه جابهجا کرده و سامانههای دفاعی پیشرفتهای مستقر کرده است.
تحرکات اخیر بهطور معمول بدون پیشزمینه استراتژیک انجام نمیشود. برخی تحلیلگران این تحرکات را بخشی از «بازدارندگی فعال» میدانند، در حالی که دیگران آن را مقدمهای برای سناریوهای تهاجمیتر ارزیابی میکنند.واقعیت این است که جهان عرب در سالهای اخیر با شکافهای داخلی و بحرانهای اقتصادی مواجه بوده است. نبود یک راهبرد مشترک، قدرت چانهزنی جمعی را کاهش داده و فضا را برای بازیگران فرامنطقهای باز گذاشته است.
اگر کشورهای عربی نتوانند چارچوبی هماهنگ برای دفاع از منافع مشترک خود طراحی کنند، تحولات آینده بدون مشارکت مؤثر آنان رقم خواهد خورد.
سناریوهای پیش رو شامل: ۱. فشار کنترلشده، ۲. درگیری محدود، ۳. بازآرایی ژئوپلیتیک، و ۴. چندقطبی شدن بحران میشود.سکوت در برابر این اظهارات اشغالگرانه جایز نیست و اگر جامعه جهانی اکنون ایستادگی نکند، رژیم صهیونیستی اجازه پیشروی و جنایات بیشتری به خود میدهد.