Report
نگرانی اسرائیل از بقای ایده مقاومت پس از جنگ غزه
در میان هیاهوی رسانهای و سیاسی اسرائیل درباره نتایج جنگ علیه غزه، صدایی از درون ساختار تصمیمسازی این رژیم به گوش میرسد که نگرانکننده است. یادداشت منتشر شده در روزنامه یدیعوت احرونوت به قلم زاحی هنگبی، مشاور پیشین امنیت داخلی رژیم صهیونیستی، حاوی هشدارهایی جدی است. این هشدارها به وجود ایدهای اشاره دارند که شکست نخورده و رقیبی که با وجود ویرانیها تسلیم نشده است.
هنگبی در این یادداشت ابعاد ضربات نظامی وارد شده به غزه را انکار نمیکند، اما پرسشهای بنیادینی را مطرح میکند. او میپرسد: اگر طرف مقابل، تصویر کاملاً متفاوتی از این نبرد داشته باشد و اگر ایستادگی را دستاوردی بداند، چه؟ این پرسشها به امنیت اسرائیل ارتباط مستقیم دارد و به نوعی از تبلیغات فراتر میروند.
زاحی هنگبی، به عنوان یکی از چهرههای برجسته سیاسی و امنیتی رژیم صهیونیستی، در یادداشت خود به خودستایی و خوشبینی زودهنگام هشدار میدهد و تجربه پس از عملیات حارس الاسوار را یادآور میشود. او به این نکته اشاره میکند که دستگاه امنیتی اسرائیل در آن زمان فکر میکرد که بازدارندگی برقرار شده و جنبش حماس پیام را دریافت کرده است. اما تحولات بعدی نشان داد که این برداشت نادرست بوده است.
نکته کلیدی در این تحلیل این است که اسرائیل با وجود موفقیتهای نظامی، با چالشهایی در حوزه افکار عمومی و سیاست مواجه است. هنگبی به کند شدن روند عادیسازی روابط منطقهای و بازگشت به موضوع تشکیل کشور در مجامع بینالمللی اشاره میکند. این واقعیتها نمیتوانند نادیده گرفته شوند و نشاندهنده این است که نبرد تنها در میدان نظامی نبوده، بلکه در عرصههای سیاسی و دیپلماتیک نیز جریان داشته است.
بخش نگرانکننده این یادداشت، هشدار درباره توان بازسازی است. نویسنده بر این باور است که حتی اگر زیرساختها آسیب دیده باشند، امکان بازآفرینی و شکلگیری دوباره تهدید وجود دارد. این نگرانی به فراتر از توان نظامی اشاره دارد و نشاندهنده بقای اراده است.
در چارچوب دکترین امنیتی رژیم صهیونیستی، بازدارندگی زمانی تحقق مییابد که اراده طرف مقابل برای ادامه نبرد شکسته شود. اما هنگبی تردید دارد که آیا این هدف محقق خواهد شد یا خیر. او به این نکته اشاره میکند که شاید ساختارها آسیب دیده باشند، اما خواست و انگیزه از میان نرفته است.
هنگبی همچنین به این احتمال اشاره میکند که مقاومت، رویارویی را نه یک نبرد کوتاهمدت بلکه کشاکشی بلندمدت تعریف کرده باشد. در چنین چارچوبی، بقا میتواند به نمادی از موفقیت تبدیل شود و انگیزهای برای آینده باشد. او بر لزوم هوشیاری پیوسته و پرهیز از اطمینان به دستاوردهای تاکتیکی تأکید میکند، زیرا دوره پس از جنگ ممکن است پیچیدهتر از خود جنگ باشد.
در جمعبندی این دیدگاه میتوان گفت که در لایههای عمیق تصمیمسازی رژیم اشغالگر، پرسش تنها این نیست که «چه چیزی را ویران کردیم؟» بلکه این است که «چه چیزی باقی مانده است؟» و مهمتر آنکه «از دل این ویرانی چه چیزی میتواند دوباره سر برآورد؟» در نهایت، پایداری و مقاومت به عنوان مؤلفهای اساسی در معادله رویارویی تحمیل شده است و در نبرد ارادهها، معیار کامیابی ممکن است نه حجم تخریب، بلکه توان ایستادن و پابرجا ماندن باشد.
You need to log in to perform this action.