به گزارش مشرق، رضا گنجی، کارشناس سیاسی، در یادداشتی به بررسی ارتباطات نزدیک آمریکا و اسرائیل پرداخته است.
زمانی که هیلاری کلینتون، وزیر خارجه پیشین آمریکا، به کرات اعلام میکرد که تماسها با تل آویو به صورت روزانه انجام میشود، این امر نشاندهنده عمق روابط میان دو کشور بود. در سال ۲۰۲۵، این روابط به سطحی جدید از تعاملات آنلاین و ۲۴ ساعته ارتقاء خواهد یافت.
این همکاریها نه تنها به دلیل نگرانیهای امنیتی بلکه به عنوان بخشی از یک برنامه بلندمدت برای حفظ منافع آمریکا در خاورمیانه صورت میگیرد.تاریخ سیاسی آمریکا و غرب پر از حمایتهای بیدریغ از رژیم اسرائیل است. این حمایتها به دلایل سیاسی، استراتژیک و فرهنگی ریشه دارد.
بایدن، رئیسجمهور پیشین آمریکا، به وضوح بیان کرده است که ‘اگر اسرائیل نبود، ما باید اسرائیلی میساختیم’. این جملات نشاندهنده دیدگاه ابزاری غرب به اسرائیل است.
تحلیلگران بر این باورند که این رابطه به عنوان یک سرمایهگذاری امنیتی تلقی میشود و نه یک دوستی واقعی. اسرائیل به عنوان پایگاهی مطمئن برای نفوذ در خاورمیانه و ابزاری برای مهار رقبای منطقهای عمل میکند.در انتخابات آمریکا، حمایت از اسرائیل نقش اساسی در جذب آرا و منابع مالی ایفا میکند. لابی قوی اسرائیل در آمریکا و هزینههای بالای مخالفت با این رژیم، نشاندهنده قدرت این ارتباط است.
حمایت از اسرائیل به عنوان ‘تنها دموکراسی واقعی در خاورمیانه’ سالهاست که در رسانهها تبلیغ میشود، اما آیا این حمایتها تنها یک اجماع سنتی است یا دلایلی عمیقتر در پس آن قرار دارد؟
سخنان سناتور گراهام و بایدن به خوبی نشاندهنده این واقعیت است که نگاه آمریکا به اسرائیل کاملاً ابزاری است.تحولات اخیر در غزه و جنگهای میان ایران و اسرائیل نشان میدهد که این واقعیت به تدریج عیانتر میشود. اسرائیل به عنوان یک پایگاه نظامی و ابزاری برای منافع غرب، در حال حاضر با چالشهای جدی مواجه است.
کمکهای مالی آمریکا به اسرائیل، نه تنها برای امنیت این رژیم، بلکه به منظور تأمین منافع غرب و انرژی کشورهای اروپایی است. این واقعیت که اکثریت مردم جهان نسبت به اسرائیل دیدگاه منفی دارند، نشاندهنده عدم حمایت عمومی از این رژیم است.
در نهایت، غرب و اسرائیل باید بپذیرند که هیچ اتحاد واقعی و اخلاقی میان آنها وجود ندارد و این رابطه بیشتر به یک بازی سیاسی و محاسباتی شباهت دارد.